

غم های مردم کوچه و بازار اون شهر قدیمی
مدتهاست غم دلهای ما شده
ناله هاشون، بانگ مأذنه های مساجد
و فریادهاشون، ندای هل من ناصر!
...
در آن شهر کسی هست که
همه خانه عشقش
ز سر ظلم سیاهی،
به شب سرد و بلندی
شده ویران بلایی.
خانه اش ویران باد، خانه اش ویران باد!
این وبلاگ از امروز مجددا فعال می باشد.